تبلیغات
وب نوشته های یک دانشجو ... ! - آزمون 24دی قلم چی + جراحی بینی + داستانک شانس
وب نوشته های یک دانشجو ... !
وب نوشته های یک پشت کنکوری تبدیل شد به وب نوشته های یک دانشجو ... !
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 دی 1389 توسط S a M i | نظرات ()
سلام دوستان عزیز 
امشب 27م  خسته دارم این نوشته رو تایپ می کنم  امروز ، روز سختی برام بود (ساعت 11 صبح از خونه زدم بیرون  رفتم بیمارستان میلاد و ساعت 19 اومدم خونه که تو این چند ساعت خیلی خسته شدم  هی به این طبقه به اون طبقه هی پیش این دکتر اون دکتر آخرشم که فرا باید ساعت 7صبح ناشتا برم آزمایش بدم که روز پنجشنبه 7بهمن بستری و روز جمعه 8بهمن تو بیمارستان میلاد تهران بینی م جراحی بشه  (بابت پولیپ بینی)  ) خستم دیگه زیاد حال تایپ کردن ندارم . 

آزمون 24دی قلم چی رو هم خوب دادم و امیدوارم از این بهتر شم در آزمون های دیگه  که البته آزمون آینده من نمی تونم ازمون بدم چون میزون همون روز یعنی 8بهمن من تو بیمارستان هستم به هر حال سلامتیم مهمتره تا آزمون وقت زیاده 5ماه مونده واسه جبران این روزها . 

ضمنا از همه دوستانی که نظر داده بودن تو  ارسال قبلی متشکرم و از بابت اینکه گفتید آپم و من نتونستم به وبلاگ هاتون سر بزنم هم عذرخواهی می کنم چون فقط امشب اومدم همین مطلبو ارسال کنم و نظرارو تایید بعد بخوابم  تا فردا واسه  ... .


----------------------------------------------------------------- 
داستانک شانس
زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردند كه این چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ...
با وجود این هیچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.
نزدیك غروب، یك روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیك سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد.
ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، كیسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و یك یادداشت پیدا كرد.
پادشاه در ان یادداشت نوشته بود : 
"هر سد و مانعی می تواند شانسی برای تغییر زندگی انسان باشد."
ارسال شده توسط : lovesick68.blogfa.com



برچسب ها: داستانک شانس، داستانک، بیمارستان میلاد، آزمون 24دی قلم چی،
درباره وبلاگ
سلام من ســامــی 19ساله از تهران هستم . فارغ التحصیل شدم از درس و دارم واسه کنکور انسانی درس میخونم و این وبلاگم ایجاد کردم تا هم جایی باشه تا بتونم به دیگر دوســتـان کـمـک کنم هم دیگردوستان از تجربه هاشون به مــــن انتقال بـــدن !

این متن واسه اواخر سال 1389 و اوایل سال 1390 می باشد و ، واسه یادگاری گذاشتم بمونه...

-------------------------------------

وب نوشته های یک دانشجو ... !

به زودی ...
موضوعات
آخرین مطالب
نویسنده
آرشیو مطالب
دوستان
لینک های باهال
داشبورد
بازدیدهای امروز : 2 نفر
بازدیدهای دیروز : 3 نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.