تبلیغات
وب نوشته های یک دانشجو ... !
وب نوشته های یک دانشجو ... !
وب نوشته های یک پشت کنکوری تبدیل شد به وب نوشته های یک دانشجو ... !
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 تیر 1390 توسط S a M i | نظرات ()
كنكورم تموم شد ... الان كه تموم شده و بدون برنامه هستم یكم گیج شدم . 

ولی دنیال یه كارم تا یكم وقتمو باهاش پر كنم و از طرفی هم یه سرمایه ای برای خودم جمع كنم . 

نمی دونم چی بكم فعلا 






برچسب ها: كنكور، بعد از كنكور، پایان كنكور، كار،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط S a M i | نظرات ()
سلام كنكورم دادیم اینم رفت ولی خداروشكر از پارسال بهتر دادم ولی با این وجود نمی تونم زیر 9هزار بیارم تا به رشته مورد علاقم حقوق دانشگاه سراسری برم به همین خاطر متاسفانه یا خوشبختانه فعلا به آزاد فكر می كنم . حقوق دانشگاه ازاد   

خواهش می كنم نظرتون رو بگید در مورد این كار من "دانشگاه آزاد " نظرتون خیلی واسم مهمه

كنكور آزاد رشته انسانی هم جمعه صبحه !   


از همتون تشكر می كنم كه اومدین و نظردادین و منم تونستم اومدم ، نتونستم شرمنده شدم ولی تشكررررررررررررررر    


شنبه می یام هااااااااا 



برچسب ها: كنكور1390، كنكور، كنكور انسانی، دانشگاه آزاد، حقوق دانشگاه آزاد، حقوق، حقوق دانشگاه ازاد،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 فروردین 1390 توسط S a M i | نظرات ()
با سلام خدمت شما دوست عزیز (سپاس كه به وبلاگ بنده اومدین و دارید این پست رو می خونید) 
تا به امروز كه من پشت كنكوری بودم زیاد به درس اهمیت نمی دادم می گفتم كوو تا كنكور و هی با یه دلیلی از درس خوندن زیاد امتناع می كردم ولی تو این 2 ماهو اندی كه مونده با توكل به خدا بشینم درسمو بخونم و اومدم این مطلبو ارسال كنم تا آخرین مطلبی باشه كه ارسال می كنم تا روز كنكور و دومین مطلب بعد از این ارسال رو هم انشا ا... روز كنكور ارسال می كنم .
 تو همین وبلاگ زمانی كه دوستان نظرات خودشون رو در مورد درس و ... قرار می دادن خیلی برام مهم بود نظراتشون و خیلی انرژی می گرفتم از همتون تشكر می كنم از این بابت ولی برای اینكه دلیلی برای اینترنت اومدن نداشته باشم تا روز كنكور وبلاگ رو به روز رسانی نمی كنم . براتون بهترین هارو آرزو می كنم تا روز كنكور خدانگهدار 



برچسب ها: كنكور، كنكوری، پشت كنكوری،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 فروردین 1390 توسط S a M i | نظرات ()

خدایا چرا من . . .
آرتور اشی قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت کرد. یکی از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب كرد او در جواب گفت:

در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند.500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند.50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فینال ... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟ و امرز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم خدایا چرا من؟




برچسب ها: خدایا چرا من . . .، داستانك خدایا چرا من . . .، داستانك، داستان كوتاه، عبرت،
(تعداد کل صفحات:10)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  
درباره وبلاگ
سلام من ســامــی 19ساله از تهران هستم . فارغ التحصیل شدم از درس و دارم واسه کنکور انسانی درس میخونم و این وبلاگم ایجاد کردم تا هم جایی باشه تا بتونم به دیگر دوســتـان کـمـک کنم هم دیگردوستان از تجربه هاشون به مــــن انتقال بـــدن !

این متن واسه اواخر سال 1389 و اوایل سال 1390 می باشد و ، واسه یادگاری گذاشتم بمونه...

-------------------------------------

وب نوشته های یک دانشجو ... !

به زودی ...
موضوعات
آخرین مطالب
نویسنده
آرشیو مطالب
دوستان
لینک های باهال
داشبورد
بازدیدهای امروز : 2 نفر
بازدیدهای دیروز : 3 نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.